z

خدای من !

کوله بارم اگر چه از توشه راه تهی است انباشته از توکل که هست !

اگر چه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزدیک میکند

 آفتاب اطمینان به تو هنوز در آسمان وجودم میدرخشد .

اگر خواب سرد زمستانی گناه ؛ دلم را به انجماد کشیده است ,

 نسیم بهاری اعتماد به لطف تو در آوندهای دلم هیجان تازه آفریده است .

اگر دانه وجودم در زیر خاکهای غفلت ونسیان در اشتیاق دیدار خورشید توشکفتن را از یاد برده است

 شناسائی سبزینه فطرتی که تو در وجود نهاده ای سر میشکفد و در اشتیاق تو رشد میکند .

خدایا !

در زیر بار سنگین گناه دلخوشیم به دستهای مهربان توست .....

من اینک درخت وجود خویش را در مسیر نسیم روح افزای تو قرار داده ام

 و دهان تشنه گلبرگهای وجودم را رو به باران تو گشوده ام .....

خدایا!

این زبان چون لایه های کویرترک خورده گناه زلالی باران رحمت تو را له له میزند

وبرگهای پژمرده دل خنکای نسیم رضایت تو را آرزو میکند .

خدایا !

کبوتر دل بیاد گردش به دور بارگاه تو میتپد .

این جان در اشتیاق تو میسوزد .

این چشم بهانه تو را میگیرد واشک میریزد

این ریه ها به شوق تو تنفس میکنند

سینه در هجران تو آتش گرفته است .

این پنجه ها در طلب چشمه بی انقطاع تو بخاک میروند .....

خون رگها به جستجوی تو در گردش است

خدایا!

با من آن کن که تو شایسته آنی از آمرزش وبخشش و رحمت و

 نه آنکه من سزاوار آنم از عذاب و مجازات به حق رحمتت ای هر چه جوی لطف از چشمه وجود توست .




تاریخ : پنج شنبه 92/3/23 | 9:55 عصر | نویسنده : زهره صفی آریان | نظر


  • paper | بازی آنلاین | buy backlink
  • فال تاروت پنج کارتی | رپرتاژاگهی